
انی استاذنک یا رب اولاً و استاذن رسولک صلی الله علیه و اله...
پروردگارا من که نه لیاقت زیارت دارم و نه چنان بندگی کرده ام که مستحق این زیارت باشم و نه ... اینجاست که یادم از عهدهای نیمه کاره ام با مولا میافتد... به هیچ کدام از آنها تا انتها عمل نکردم و بر سر خوان تو نمکدان شکستم... و باز رافت توست که دست مرا میگیرد و از پشت در به داخل حرم روانه می سازد.
تا چشمم گنبد را می بیند دلم به لرزه میافتد و زبان لال شده و دل به تمام قامت خم می شود و سرِ ارادت فرود میاورد و جان بر کف گرفته و میگوید:
السلام علیک یا ابالحسن یا علی بن موسی الرضا السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
و اینجاست که دل از کف بیرون رفته و دیگر در اختیار من نیست.میگوید هر آنچه را که میخواهد.
آه مولای من باز دلتنگ تو بودم.
باز دوری تو امانم را بریده بود.
باز در هوایی جز حریمت مرا یارای نفس کشیدن نمانده بود.
مولای من اشکهایم خود گواه این دلتنگی ست و انعکاس پنجره فولاد تو در این اشکها،مرهمی میشود بر این دلتنگی و گویی ندایی مرا فرا میخواند که پیش آ
مولای من در حریم تو تمام جانم به وسعت کبوتران گنبدت اوج می گیرد و با نوای نقاره ات به پرواز در میآید.
آقای من تو خود میدانی که این دل فقط در حریم تو آرام میگیرد و بعد از این آرامشی که ارزانی ام داشتی مشغول مناجات میشود.
چه زیباست آل یس در حرمت خواندنو به امید آمدنش از شوق گریستن ، و چه سوزی بر دل مینشاند زیارت عباس را زمزمه کردن
حرفهای دل با تو تمامی ندارد،ولی افسوس که باید گذاشت و گذشت.
حرف رفتن که میشود دوباره دل میگیرد و باز هوای ناله دارد و سوز فراق را از همان لحظه سر میدهد و اشک ماتم هم او را یاری میرساند...
مولای من بیرون از حریم تو مرا هیچ احتیاجی به دل نیست،دل حریم توست،پس بیا و به مانند همیشه سروری کن و بگذار دل همینجا بماند...
مولای من چشمم همیشه منتظر نگاه مهربانت میماند...
روحی فداه یا علی بن موسی الرضا
//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

عبارات اطلسی 




